مطالب

سعى کن که اول دل بگويد و آنگاه زبان..

نگارش یافته توسط علامه حسن زاده آملی.

برادرم قدم اول در سلوک توبه و پاکى از گناه و دورى از گفتار ناپاک , و کردار و انديشه هاى ناشايسته و خويهاى نکوهيده است .
در کلام خداى غفور رحيم نيکو تدبر کن که فرمود : ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين. سعى کن تا محبوب کردگار شوى .
از شيخ عارف شبسترى يادى شود :
موانع تا نگردانى ز خود دور
درون خانه دل نايدت نور
موانع چون درين عالم چهار است
طهارت کردن از وى هم چهار است
نخستين پاکى از احداث و انجاس
دوم از معصيت و ز شر وسواس
سيوم پاکى ز اخلاق ذميمه است
که با وى آدمى همچون بهيمه است
چهارم پاکى سر است از غير
که اينجا منتهى مى گرددش سير
اگر سالکى بدان که طى مراحل و قطع منازل جز به گامهاى نفى و اثبات ميسر نيست , و اين معنى جز در کلمه طيبه [لا اله الا الله] يافت نشود. اهل الله گفتند که هيچ نوع از انواع اذکار و عبادات در ترقى درجات و مقامات معنوى اثر اين کلمه طيبه را ندارد. از اين روى رسول الله صلى الله عليه و آله فرمود که :
[کل حسنة يعملها الرجل توزن يوم القيامة الاشهادة أن لا اله الا الله فانها لا توضع فى الميزان لانها لو وضعت فى الميزان و وضعت السماوات و الارضون السبع و ما فيهن کان لا اله الا الله أرجح من ذلک]. به پارسى اين که: در روز رستاخيز هر کار نيک سنجيده شود جز گواهى دادن به لا اله الا الله که آن را در ترازو ننهند چه اگر در ترازو رود آسمان ها و زمين هاى هفتگانه با وى برابرى نکنند. کنايه از اين که ثواب اين کلمه را نهايت نبود و به شمار نيايد و هيچ چيز هم سنگ او نگردد. در اين اوان که بحمدالله با [لا اله الا الله] محشورى, خوش آن که با دوست حشر على الدوام دارد. حبيبا همت بلند دار و از کمال اخلاص :
دوست بگو دوست بگو دوست دوست
تا نگرى هر چه بود اوست اوست
اجازه بفرماييد تا از گفته هايم را بشنويد :
همتى اى جان من سير سماوات را
گوى خدا و مجوى کشف و کرامات را
حاجت رندان راه نيست بجز وصل يار
تا تو چه حاجت برى قبله حاجات را
دار حضور و ادب همت و آنگه طلب
وقف مر اين چار کن يکسره اوقات را
دوش نداى سروش آمده در گوش هوش
کوش به آبادى کوى خرابات را
طاعت عادى تو بعد ز حق آورد
قرب بود در خلاف آمد عادات را
کيست مصلى کسى کوست مناجى دوست
آه که نشناختى سر عبادات را
دولت فقرت کند مستطيع اى بختيار
کعبه وصلش طلب ميکن و ميقات را
مرد طريقت بود ظاهر و باطن يکى
نور حقيقت بود تارک طامات را
علم حجابست ار زينت خود بينيش
خواه جواهر بگو خواه اشارات را
رو سوى قرآن که تا در دل هر آيتش
فهم کنى معنى درک مقامات را
اى تو کتاب مبين وى تو امام مبين
آيت کبراستى خالق آيات را
از سر اخلاص جو سوره اخلاص را
تا که ز نفيش برى بهره اثبات را
همچو حسن در سحر بر سر و بر سينه زن
بو که خدايت دهد ذوق مناجات را
برادرم حرف اين و آن را مزن, دم فروبند و تماشا کن. بنگر و عبرت بگير. به فکر خود باش. دست توسل به دامن خاتم اوصياء و اولياء امام زمان مهدى موعود حجة بن الحسن العسکرى عليهما السلام دراز کن که گردنه هاى سهمگين و هولناک در پيش دارى و آن بزرگوار امير کاروان است. از افراط و تفريط بپرهيز. [اهدنا الصراط المستقيم] گوى. از پيروى نفس حذر کن. از اوباش بگريز. به مضمون نامه اى که در پيش تقديم داشتم عمل کن. به آنچه که شفاها معروض داشتم اهتمام و اعتناء داشته باش. پاسبان حرم دل باش .
اى سالک ره از خود خبردار
بس رهزنت هست در هر کمينى
دل را به ياد دلدار يک جهت کن تا از محبين باشى. مناجات محبين امام زين العابدين و سيد الساجدين صلوات الله عليه را فراموش مکن [ بسم الله الرحمن الرحيم الهى من ذا الذى ذاق حلاوة محبتک فرام منک بدلا ] . .
در ۲۶ / ۴ / ۱۳۴۹ که از حضور شما درآمدم در راه گفتم :
جز مهر توام اگر دگر کيشم باد
راحت همه رنج و نوش ها نيشم باد
جز سايه لطف تو مبادا به سرم
گر يکسره ما سواى تو خويشم باد
ثقة الاسلام کلينى رضوان الله تعالى عليه در کافى از ابو جعفر امام محمد باقر علوم النبيين عليه السلام روايت کرده است که :
[سئل رسول الله صلى الله عليه و آله أى المؤمنين أکيس ؟ فقال : أکثرهم ذکرا للموت و أشدهم له استعدادا] (۱)
يعنى از رسول الله صلى الله عليه و آله پرسيدند چه کسى در ميان مؤمنان از ديگران زيرک تر است؟ در جواب فرمود: آن که به ياد مرگ بيشتر , و در آمادگى براى آن شديدتر است .
خداى متعال نوح پيامبر عليه السلام را در قرآن ستوده است که : ( انه کان عبدا شکورا)
جناب ابن بابويه رحمة الله عليه در [ من لا يحضر] از کشاف حقائق امام به حق ناطق جعفر بن محمد الصادق عليهما السلام روايت کرده است که حفص بن بخترى از آن حضرت نقل کرده است که نوح نبى عليه السلام در هر صبح و مساء ده بار اين دعا را مى خواند از اين رو عبد شکور ناميده شده است :
[اللهم انى أشهدک انه ما اصبح و أمسى بى من نعمة و عافية فى دين أو دنيا فمنک وحدک لا شريک لک , لک الحمد و لک الشکر بها على حتى ترضى و بعد الرضا] (۲)
سعى کن که اول دل بگويد و آنگاه زبان. اى من فداى آن که دلش با زبان يکى است .
حسن حسن زاده آملى
۳۰ / ۴ / ۱۳۴۹ ه . ش